Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 21378
تاریخ انتشار : 20 دی 1391 10:37
تعداد بازدید : 3900

مبانی فرهنگی کارآفرینی در جوانان با تاکید بر نقش رسانه ملی

سید علی محمد آذربخش مدیر پژوهش و مدرس ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم در مقاله "مبانی فرهنگی کارآفرینی در جوانان با تاکید بر نقش رسانه ملی" در فصلنامه جوان و رسانه، پاییز91 به نقش رسانه ملی در کارآفرینی درجوانان پرداخته است.

سید علی محمد آذربخش مدیر پژوهش و مدرس ارتباطات دانشکده صدا و سیما قم و دانشجو دکتری جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، در مقاله "مبانی فرهنگی کارآفرینی در جوانان با تاکید بر نقش رسانه ملی" در فصلنامه جوان و رسانه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، پاییز91 به نقش رسانه ملی در کارآفرینی درجوانان پرداخته است.

چکیده

 هدف از نگارش این نوشته دستیابی به شناخت اجمالی مبانی فرهنگی کارآفرینی در میان قشر جوان به عنوان  بوده و نقشی که رسانه با این رویکرد و در این منظر بر مبادی فرهنگ کارآفرینی در میان این قشر می تواند ایفا نماید. بر همین اساس نویسنده در این مقاله تلاش نموده است با بررسی مفاهیم فرهنگ و کارآفرینی و نسبت میان این دو اصطلاح، فرهنگ حاکم بر کارآفرینی، ابعاد و ویژگی های فرهنگ کارآفرینی و با در نظر گرفتن کارکردها و تاثیرات رسانه در این فرایند، به مهمترین متغیرهای موثر در این زمینه و نقش رسانه در هر کدام از این متغیرها اشاره نماید. ضمن آنکه با مطمح نظر قرار دادنآسیب شناسی فرهنگ کارآفرینی در برنامه ها و سریالهای تلویزیونی به کارکردهای تخریبی آن و فرهنگ سازی تدریجی رسانه در نمایش تصاویر ارایه شده پرداخته شده است. نهایتا توجه و بهره گیری از نقش های آموزشی، تبلیغی و فرهنگ سازی رسانه در ایجاد، تقویت و تعمیق فرهنگ کارآفرینی با تامین فرصت های برابر برای جوانان از مهمترین عواملی است که می تواند به نهادینه شدن این فرایند در جامعه کمک نماید. 

  واژگان کلیدی: فرهنگ، کارآفرینی،جوانان، رسانه

  مقدمه

 کارآفرینی به عنوان مفهومی نو سهم موثری را در اقتصاد در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها یافته است. آنچه اهمیت دارد این است که علیرغم اهمیت روز افزون این موضوع و سهم فزاینده آن در اقتصاد جهانی کمتر به این موضوع پرداخته می شود.

 كارآفرینی به عنوان یکی از مهمترین عوامل در توسعه و پیشرفت  هر کشوری به حساب می آید. در این راستا فراهم کردن زیرساختها و بنیان های مورد نیاز برای عملیاتی کردن این فرایند به تغییرات اساسی و دگرگونی های عمیق در  حوزه اقتصاد ملی منجر شود و باعث می گردد ضمن بالا رفتن میزان تولید ملی و تاکید بر ارایه محصولات داخلی به تعالی شاخصهای مرتبط با کسب و کار و فرایندهای ارزیابی رشد اقتصادی منتهی می گردد.

 جوانان به عنوان طلایه داران و آینده سازان در جامعه بیش از دیگران در این فرایند می توانند به ایفای نقش بپردازند. دوران جوانی با برخورداری از ویژگی هایی همچون غلیان ایده سازی و ایده پردازی، شکوفایی اندیشه ها و افکار، اوج گیری میزان توانایی های و تلاشها، ازدیاد شور و هیجان و ... بیش از پیش شکل گیری این فرایند را تسریع می بخشد.

  مفهوم شناسی موضوع

 الف: کارآفرینی

 کارآفرینی مفهومی است که تاکنون از دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و همه بر این باورند که کارآفرینی موتور محرکه کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه است. سه دلیل مهم کشورها برای توجه به مقوله کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد است. در اواخر دهه 70 در بسیاری از کشورهای پیشرفته به علت تغییر در ارزش‌ها و گرایش‌های جامعه و البته تغییرات جمعیت‌شناختی، موجی از کسب و کارهای کوچک و افراد خود اشتغال به وجود آمد. به علت تغییرات عمیق این پدیده مطالعات زیادی از چهار دیدگاه اقتصاد، مدیریت، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی انجام شده است.

 با وجود قدمت بررسی کارآفرینی و تلاش محققین فراوان مانند سایر مفاهیم علوم انسانی ارائه تعریفی قطعی و مشخص برای آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن است. توجه به سیر تکاملی این مفهوم خود شامل نکات جالبی است. در سیر تکاملی مفهوم کارآفرینی، عوامل زیادی مانند ریسک‌پذیری، نوآوری و... به این مفهوم اضافه شده است. (Karafarini.mu.ir: 1390).

 آنچه روشن است در تمامی دیدگاه‌ها، موضوع کارآفرینی فراتر از یک کارکرد اقتصادی است. چرا که علل و پیامدهای آن در سایر علوم، ازجمله در روان‌شناسی، مدیریت اجتماعی و علوم دیگر قابل تبیین است. (ازوجی، 1386: 39)

 در یک تعریفی جامع می توان گفت کارآفرینـــی نتیجـــه فرآینـــد ساخت یافتــه ومنظمی است که خلاقیــت  و نوآوری را به نیازمنــدی ها و فرصت ها در بازار پیـــوند می دهد(استادزاده ، 1382، ص 82)

  ب: فرهنگ

 بدون شک، یکی از اساسی‏ ترین و پیچیده ‏ترین مسائل هر جامعه، فرهنگ آن است. از این‏رو یکی از مفاهیمی که بیش از همه توجه اندیشمندان و محققان علوم اجتماعی و انسانی را به خود معطوف داشته «فرهنگ» است، تا جایی که بیشترین تعریف را در این ‏باره ارائه داده‏ اند.

 تعدد تعاریف فرهنگ تا حدی است که هرسکوتیس حدود ۲۵۰ تعریف در این زمینه یاد کرده است، کروبر نیز به ۳۰۰ تعریف اشاره می‏کند (روح ‏الامینى، ۱۳۷۴، ص ۱۴۷).

  در ادبیات فارسی باستان نیز فرهنگ به معنای تربیت کردن، پرورش دادن، دانش، هنر، خرد و ادب به کار رفته است. باید خاطرنشان ساخت که از فرهنگ به هر معنی فنون و روش ها، دانش و هنر، آموزش و تربیت نیز تعبیر شده است (پناهی، 1375، ص 92).

  این واژه در علوم اجتماعي اولين بار به وسيله ادوارد تايلر (1832- 1917) در كتاب خود تحت عنوان فرهنگ ابتدايي به كار گرفته شد و  فرهنگ را مجموعه پيچيده كه شامل معارف ، معتقدات، هنرها، صنايع، فنون، اخلاق و قوانين و سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطي می داند كه فرد بعنوان عضو جامعه، از جامعه خود فرا مي گيرد و در برابر آن جامعه وظايف و تعهداتي بر عهده دارد و به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه كسب مي گردد.

 پ: فرهنگ کارآفرینی

 نحوه شكل‌گيري و ثمربخشي كارآفريني, روش‌ها و شيوه‌هاي خاصي را مي‌طلبد كه بر پايه باورها و ارزش‌هاي ويژه‌اي استوار شده است. مجموعه اين روش‌ها و باورها را مي‌توان يك فرهنگ تلقي نمود. در واقع كارآفريني در بطن خود فرهنگ خاصي را نهفته دارد. اين فرهنگ را مي‌توان همان فرهنگ حاكم بر افراد کارآفرین و موسسات كارآفريني دانست. در مجموع فرهنگ کارآفرینی مفهومی است كه اعضاي فعال در یک فرایند کارآفرینی پذيرفته‌اند و ارزش‌ها، باورها و روش‌هاي مشتركي را بر فعاليت های خود حاكم می دانند. (صالحیان ، 1382، ص79)

 2.     مروری بر ادبیات و مبانی نظری موضوع

 جامعه شناسان و روانشناسان، ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگیهای شخصیتی آن را بررسی کردهاند. بیشک در توسعه فرهنگ کارآفرینی نیز عوامل متعددی دخیل هستند که ضروری است، درجه تاثیرگذاری هر یک از آنان مشخص شود.
پارسنز، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریه‌های خود را در چهار نظام زیستی، فرهنگی، نظام اجتماعی و دینی بیان کرده است، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تاثیر نهاد خانواده و مدرسه می داند که در پرتو آن، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقشهای تولیدی بالا می رود. در همین خصوص باید به شیوه جامعه پذیری، میزان رشد و انسجام شخصیت، استقلال فردی، طرز تلقی از کار در جامعه، سختکوشی، پشتکار و وقت شناسی اشاره کرد. (1390 :karafarini.mui.ir)

  ماکس وبر جامعه شناس بزرگ آلمانی در تشریح تبیین چگونگی شکلگیری تمدن نوین صنعتی و سرمایه داری در مغرب زمین به مفهومی اشاره میکند که این مفهوم به زبان امروزی، همان فرهنگ کارآفرینی است.
وبر توسعه فرهنگ کارآفرینی را متأثر از چهار عامل تشویق به کار برای سعادت، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت، برنامه‌ریزی برای آینده و صرفه جویی می‌داند.(همان، 1390)

 از نظر "فرای" سه عامل در انگیزه کارآفرین برای راه اندازی و شکل دهی به ایده های نواورانه خود در راستای عملیاتی ساختن آن دخالت دارند:

 1-   متغیرهای مقدم یا پیشینه antecedent or background variable

 عامل مقدم یا متغیر زمینه ساز stage – setting ارتباط دارد. این موقعیت ها یا ویژگی ها عواملی هستند که باعث می شوند فرد به طور خودآگاه یا نا خودآگاه امکانات کارآفرینی را مورد بررسی قرار دهد. بعضی از این متغیرها ماهیتا تاریخی یا محیطی هستند. به عنوان مثال برخی از کارآفرینان در خانواده های کارآفرین به دنیا می آیند. برای بسیاری از آنها نیز در اوایل زندگی شان حوادثی به وجود آمده که آنها را شخصیت  کارآفرین  آنها را شکل داده است.

 رسانه با توجه به مولفه های محیطی و مکانی موثر بر ظهور استعدادهای کارآفرینان ، می تواند ضمن شناسایی آنها در شکلهای مختلفی همچون بررسی فرایند شکل گیری استعداد کارآفرینی، پرورش و به کارگیری آن در کارآفرین، تجربیات و اندوخته های علمی، فنی و مهارتی آنها در قالب برنامه هایی گفتگومحور ارایه نماید. همچنین می توان با تدوین و تدارک برنامه هایی مستند از زندگی و نقاط موفقیت آمیز آنها، متغیرهای پیشینه ای حاکم بر دوره کاری و حرفه ای آنها را برای قشر جوان تحلیل و بازخوانی کرد. این امر ضمن توجه و تجلیل از شخصیت کارآفرینان، توانایی ها و توفیقات آنها و ذات کارآفرینی باعث تشویق و گرایش به این مسیر در میان جوانان خواهد شد.

 رسانه در این مرحله به عنوان یکی از اساسی ترین متغیرها تاثیرگذار دارای نقشی اساسی است. چراکه عامل انتقال ارزشها و هنجارها در طول زمان است و سنت های فرهنگی را از نسل های قدیمی به نسلهای جدید می تواند منتقل نماید.

  2-   متغیرهای تسریع کننده: triggering or precipiting variable

 در حالی که عامل مقدم در طول زمان باعث ایجاد شرکت نوپا می شود عامل تسریع مجموعه عوامل و ابزارهایی است در جهت تحکیم یافتن و تسریع روند کارآفرینی در شخص عمل نموده و او را در عملیاتی ساختن ایده و انگیزه خود تا رسیدن به نقطه انتهای این فرایند کمک می نماید. این عامل تسریع بخش با فراهم نمودن بسترهای  از برخی اصول و آداب  مرتبط با فرهنگ کارآفرینی، کارآفرین را در رسیدن به ایده و هدف نهایی کمک می نهاید و فرایند ایجاد و راه اندازی را تسریع می بخشد. رسانه با توجه به ماهیت تبلیغی و فرهنگ سازی آن می تواند مهمترین عامل تسریع کننده فرایند کارآفرینی برای کارآفرین باشد. در واقع رسانه با تهیه برنامه هایی کارشناسی و آموزشی می تواند به شناخت موانع ساختاري، زمينه اي و رفتاري توسعه كارآفريني در میان جوانان کمک نماید. از سوی دیگر تدارک چنین برنامه هایی با حضور مسئولان و سیاستگذاران مربوطه، سبب تسریع در رفع این موانع خواهد شد. بنابراین با اطلاع رسانی های رسانه در این موارد و نقشی که در فراهم نمودن زیرساختها و بسترهای مورد نیاز برای ورود در این زمینه ایفا می نماید خودبخود مسیر ورود به حوزه کارآفرینی را هموار و تسریع می نماید. طبیعی است در پرتو چنین آموزشهای غیرمستقیمی و ارج نهادن به این فرهنگ در رسانه ملی باعث گرایش هر چه بیشتر آن در میان قشر جوان خواهد شد.

 3-   متغیرهای توانبخشی enabling variable

 متغیرهای مقدم و تسریع کننده انگیزه بالقوه کارآفرین را برای تاسیس شرکت یا سرمایه گذاری مخاطره آمیز به وجود می آورند. اما این مساله بدین مفهوم نیست که که شرکت نوپا به طور واقعی تاسیس خواهد شد. فرد کارآفرین تنها یکی از اجزای تشکیل دهنده شرکتهای نوپای کارآفرینانه است. دو جزء فرصت و منابع در تصمیم گیری برای تاسیس و راه اندازی محصول فکر کارآفرین حیاتی می باشند و عوامل توانبخش نامیده می شوند.

 بر اساس این دیدگاه پنج جزء اصلی در فرایند کارآفرینی شامل کارآفرین، فرصت، ساختار، منابع و استراتژی لازم و ضروری است.

 1-   کارآفرین: فردی تصمیمی آگاهانه می گیرد تا کار جدیدی را آغاز کند. رسانه می تواند از طریق آموزش فرایند ایده پردازی و شیوه های پرورش ایده ها در راستای کارآفرینی و امور مربوط به کسب و کار با حضور اندیشمندان و افراد موفق و مجرب در حوزه های روانشناسی، مدیریت، اقتصاد و جامعه شناسی عامل این جرقه در شکل گیری ایده باشد.

 2-   فرصت: کارآفرین فرصتهای بازار را شناسایی می کند و مورد تجزیه و تحلیل می دهد. فرصتها با توجه به نقش آموزشی رسانه مورد شناسایی قرار می گیرد. رسانه همچنین می تواند از طریق تهیه برنامه های گزارشی و درقالب مستند با فعالان در عرصه بازار و کسب و کار وراد گفتگو شود و فرصتهای موجود را برای علاقمندان در این حوزه بازگویی و چگونگی برخورد و مقاومت در برابر آسیب های احتمالی را بیان نماید.

 3-   ساختار: کارآفرین تصمیم می گیرد به طور فردی یا تضامنی یا به هر روش دیگر کار خود را شروع نماید.

 4-   منابع: منابع مورد نیاز را شناسایی می کند و حمایت سرمایه گذاران جلب می شود.

 5-   استراتژی: هدف های کلی کار، استراتژی ها و برنامه ریزی های تفصیلی اجرا و معین می شود. (احمد پور داریانی، 1380، ص 115) در هر سه مورد اخیر رسانه می تواند نقش مشاوره ای و آموزشی مهمی را برای کارآفرینان داشته باشد به گونه ای که ضمن شناسایی منابع برای کارآفرینان جوان، شیوه های طرح ریزی و برنامه ریزی استراتژیک را بیان آموزش دهد و ضمن ارایه الگوهای موفق در همه این اجزا، ساختارهای نظام مند و منطقی را برای فعالیت مخاطبان جوان در این عرصهرا آموزش و تبلیغ نماید.

با کمی تامل در می یابیم که رسانه در کلیت این اجزای اصلی دارای نقشی انکارناپذیر است و به تسهیل دسترسی کارآفرین به همه این عوامل کمک می نماید.

 3.     فرهنگ و کارآفرینی جوانان

 الف: ابعاد فرهنگی کارآفرینی

 فرهنگ به عنوان سرمایه معنوی، مادی و متراکم شده جوامع و اصلی­ترین عامل حفظ و تقویت هویت ملی- تاریخی یک کشور و جامعه شناخته می­شود. جامعه شناسان فرهنگ را از حیث ویژگی و کارکرد آن در دو سطح طبقه بندی می کنند:

 یک) کارکرد معنوی (اساسی): شامل ارزش ها، هنجارها، رفتارها، بایدها و نبایدها و اعتقادات و نگرش ­ها؛

 دو) کارکرد مادی (مشهود): شامل کالاها، خدمات، محصولات و ابزارهای فرهنگی مثل کتاب، مطبوعات (کوئن، 1386،ص65- 69).

     در دایرةالمعارف فلسفی کنستانتینوف آمده است که مفهوم فرهنگ شامل دو جهت مادی و معنوی است. مفهوم مادی بیان سطح توانایی بشر در رابطه با نیروهای طبیعت است. این مفهوم بیانگر سطح توان بشر در رابطه با نیروهای طبیعت است. فرهنگ مادی بیانگر اعماق درک طبیعت و جامعه، وسعت نگرش، اندیشه ترقی خواهانه و دانش آدمی است.

 مهم ترین نشانه فرهنگ مادی ابزار کار است. فرهنگ معنوی شامل دستاوردهای جامعه در زمینه اخلاق، هنر، دانش و فلسفه است. فرهنگ معنوی همچنین بیانگر اندیشه های سیاسی، حقوقی ونیز پیشرفت های سیاسی و روابط حقوقی میان آدمیان است. فرهنگ معنوی برای تشخیص میزان دستاوردها در امر پیشرفت مناسبات اجتماعی، سیاسی و حقوقی به کار گرفته می شود.

 فرهنگ عناصری را نیز شامل می شود که به ظاهر نامحسوس و از طریق مشاهده مستقیم غیرقابل حصول است، و در آنها نه شکل بارز است نه کارکرد و می توان آن را به طور تقریبی و غیر دقیق، بخش معنوی فرهنگ توصیف کرد و نیز کارکرد فکر، باور، ارزش و اصل اخلاقی را معین کنیم (کنستانتینوف، 1368، ص118).

 فرهنگ کارآفرینی همچون خود مفهوم فرهنگ دارای سه عنصر شناختی، مادی و قواعد سازمانی است.

 جنبه شناختی فرهنگ کارآفرینی‏ مشتمل بر ارزش ها، ایدئولوژی‏ ها و دانش‏ها است. شیوه انتقال این فرهنگ از طریق آموزش و فراگیری در میان جوانان حاصل می شود. اهمیت و تاکید نظام هنجاری و ارزشی دینی ما بر عنصر کارو تلاش و توجهات مکرر آن بر اقتصاد مسلمین از طرق مختلف در این جنبه از فرهنگ کارآفرینی مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین کارآفرینی متناسب با چارچوب های نظام توحیدی در این حوزه به عنوان یک فرهنگ مقدس و ارزشی به شمار می رود که کمک به شکل گیری آن و تلاش درصدد رفع حوائج و نیازهای جامعه مسلمین از طریق رسانه یا به هر روش دیگر مورد ستایش قرار می گیرد.

 انتقال این ایدئولوژی و اندیشه از مجاری مختلف تبلیغی همچون رسانه ملی در پرتو نگاه دینی و انسانی به این مساله برای مخاطبان به ویژه قشر جوان به توجه بیشتر نسبت به موضوع کارآفرینی منجر می گردد. نکته مهم آن است که نهادینه شدن فرهنگ کارآفرینی صرفا با تاکید بر رویکرد ارزشی و انتقال ایدئولوژی آن به سامان نمی رسد بلکه با تداوم این نگاه و استفاده از ابزارهای مختلف و روشهای متعدد تا نهادینه کردن آن و تبدیل شدن به عنوان یک فرهنگ صورت می گیرد.

 برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی و  پرورشی برای ارایه فکر کارآفرینی و تقویت آن در میان نسل جوان و سوق دادن استعدادها و ظرفیت های آنها در این زمینه به این بعد از فرهنگ کارآفرینی اشاره دارد.

 جنبه مادی فرهنگ کارآفرینی، مشتمل بر مهارت‏های فنی، هنرها، ابزار و وسایل و اشیای مادی دیگری است که اعضای آن جامعه از آن استفاده می ‏کنند. در واقع تجهیزات و امکانات، زیربناها، تکنولوزی ها و فناوری های مورد نیاز برای ایجاد، راه اندازی، گسترش فعالیت ها و به کارگیری افراد تا ایجاد شغل برای آنها در قلمرو جنبه مادی فرهنگ کارآفرینی قلمداد می شود. وجود کارگاه ها و کارخانجات و محل های کسب و کار با ویژگی ها و اصول کارآفرینی در زمره ی این نوع فرهنگ به حساب می آید.

  جنبه قواعد سازمانی فرهنگ کارآفرینی شامل مقرّرات، نظام‏ها؛ آیین‏ هایی است که انتظار می‏ رود اعضای گروه هنگام فعالیت‏ های روزمرّه زندگی از آن پیروی کنند(گولد، ۱۳۷۶، ص ۶۳۱- ۶۷۷). این جنبه از فرهنگ کارآفرینی از سوی سیاستگذارن و بانیان امر کارآفرینی تدوین، تصویب و ارایه می شوند. عملیاتی کردن این گونه مقررات از سوی  پیروان امری ضروری است و پذیرش این بعد فرهنگی به عنوان یک عامل اساسی در ایجاد کارآفرینی سالم و هدفمند است.

  ب: ويژگي هاي فرهنگ کارآفرینی برای جوانان

 برای شناخت فرهنگ کارآفرینی ابتدا باید ویژگیهای  مغفهوم فرهنگ مورد بررسی قرار گیرد.

 هرسکوتیس[1] قائل به وجود سه ویژگی برای فرهنگ است:

 عام ولی خاص است: بدین معنا که در همه جوامع فرهنگ یا وجوه مشترک و عمومی بسیاری وجود دارد و از طرفی هر جامعه فرهنگ خاص خود را داراست.

  1. متغیر ولی ثابت است: اگرچه در دوره زمانی کوتاه مدت فرهنگ ثابت به نظر می رسد و تغییری در آن به صورت محسوس مشاهده نمی شود اما در برهه زمانی بلند مدت در حال تغییرات است.
  2. 3.   پذیرش فرهنگ اجباری ولی اختیاری است: یعنی فرهنگ حیات اجتماعی ما را در بر می گیرد ولی به ندرت خود را آشکارا بر افکار و اعمال ما تحمیل می کند (روح الامینی، 1379،ص 149).

 همچنین فرد لوتانز نیز شش ویژگی برای فرهنگ عنوان می‌كند:قابل یادگیری، اشتراكی ، قابل انتقال از نسلی به نسل دیگر،  نمادین، دارای الگو و قابل تعدیل. (کاملی، 1375،ص24).   

    با بررسی فرهنگ های مختلف، چنین به نظر می‌آید كه علی‌رغم تفاوت های موجود، فرهنگ کارآفرینی دارای ویژگی هایی است كه تعدادی از آنها را می‌توان به شرح زیر معرفی كرد:

 یک) فرهنگ کارآفرینی همچون خود فرهنگ آموختنی است. فرهنگ خصوصیتی غریزی است و ذاتی نیست. فرهنگ نظامی است كه پس از زاده شدن انسان در سراسر زندگی آموخته می‌شود. بنابراین فرهنگ کارآفرینی و ترویج این گونه از فرهنگ از طریق رسانه ملی به عنوان مهمترین ابزار رسانه ای در دسترس در داخل کشور که تا حد زیادی نیز با اعتماد عمومی نیز روبروست، باید آموزش داده شود.

 دو) فرهنگ آموخته می‌شود. انسان می‌تواند عادت های آموخته‌شده خود را به دیگران منتقل كند. فرهنگ کارآفرینی هم در گذر زمان و با بهره گیری از نهادها و مجموعه عواملی که در جامعه پذیر بودن افراد کمک می نمایند، قابلیت انتقال و آموخته شدن را برای جوانان که بیش از دیگران در معرض یادگیری فرهنگ کارآفرینی هستند را دارد. فرایند آموزش این گونه فرهنگی، نیاز به ساز و کارهای منطقی، عقلایی و متناسب با سطح درک و یادگیری اقشار جامعه و به ویژه جوانان دارد. 

 در کشورهای غربی و به طور خاص در امریکا بیش از 600 دانشکده در سطـح لیسانــــس و فــوق لیـسانــس و دکتــــــرا مشغــــول تدریس کارآفرینی  برای علاقه مندان این رشته هستند . به ویژه جوانانی که در پی آرزوی ایجاد کسب و کار برای خود هستند و دوست دارند خود رئیس خود باشند و به استخـــــدام شـرکـتی در نیاینــــد. (بوشهری، 1383، ص 54)

 سه) فرهنگ اجتماعی است. عادت های فرهنگی، ریشه‌های اجتماعی دارند و شماری از مردم كه در گروه ها و جامعه‌ها زندگی می‌كنند، در آن شریك اند. شکل گیری فرهنگ کارآفرینی به طور منفک و چونان یک عامل جدای از سایر عوامل اجتماعی اتفاق نمی افتد. فرهنگ کارآفرینی در پرتو انسجام و همطرازی سایر عوامل دخیل در رشد و شکوفایی جوانان ایجاد می شود و به منصه ظهور می رسد. بنابراین در یک نظام سازمان یافته اجتماعی و پویاست که ایده های نو و طرح های مبتنی بر اندیشه های کاربردی و فرصت ساز بروز و ظهور پیدا می کنند.

 چهار) فرهنگ کارآفرینی مبتنی بر پدیده‌ای ذهنی و تصوری است که با قرار گرفتن در معرض عوامل و فاکتورهای مختلفتی می توانند از مرحله ذهنیت به عینیت تبدیل شوند

 بنابراین فرهنگ یگانه‌ساز است. عناصر هر فرهنگ گرایش به آن دارند تا پیكری یكپارچه و به هم بافته و سازگار پدید آورند و این سازگاری به زمان نیاز دارد (شاین،1383، ص173).

 با توجه به مفهوم فرهنگ و کارآفرینی و ویژگی های این دو می‌توان نتیجه گرفت كه رفتار انسان اصولاً بر باورهای فرهنگی متكی است. باورهایی را فرهنگی می‌گوییم كه به‌صورت نسبی در جامعه پذیرش زیادی دارند. منشأ این باورها متفاوت است. گاهی ریشه در شرایط تاریخی یا جغرافیایی یا مذهبی یا حوادث ویژه و یا در علم دارد. ولی آنچه كه مسلم است این كه بخش اعظمی از باورهای فرهنگی در قالب اصول اعتقادی ظاهر می‌شوند و یا همچنین می‌تواند از تعاملات سازمانی ناشی شود.

 ج: نسبت میان فرهنگ و کارآفرینی

 ارتباط ميان كارآفريني و فرهنگ از دو سو قابل بحث است. از يك سو، نتايج كارآفريني بر جامعه تاثير مي‌گذارد و از سوي ديگر فرآيند كارآفريني مي تواند در فرهنگ تحولات اساسي ايجاد كند.

 قسمت اعظم فرهنگ کارآفرینی در جوامع کنونی، متأثر از نهادینه‌شدن فرهنگ علم در جامعه است. فرهنگ کارآفرینی در محیطی امکان‌پذیر است که هنجارهای غالب بر آن محیط، ارزش‌ها و باورهای فرهنگ کار و علم را تقویت می‌کند. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است که به شناخت بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه وابسته است. در این بین، عوامل فرهنگی و بالتبع آن ایزارهای فرهنگ ساز در بستر‌سازی برای کارآفرینی، نقش بسیار مهمی دارند و رسانه ها به عنوان مصداقی از ابزارهای فرهنگی می‌توانند فرهنگ کارآفرینی را  شکل دهد.

 در یک نگاه کلی سیاستگذاران و استراتژیست های رسانه ملی باید در این زمینه حداقل توجه به دو  فعالیت مهم را نسبت به موضوع کارآفرینی مدنظر قرار دهند. نکته اول آنکه نوآوریها و اندیشه های برتر محصول افکار پرنشاط، امیدوار، روشن بین  و برخوردار از نوعی اعتماد نسبت به آینده مبتنی بر درخشش ها و روشنی هاست. ایجاد این شرایط در فضای کنونی جامعه ما که با انواع جنگ های پنهان رسانه های در پرتو تهاجم غیرمستقیم و زیر زمینی امواج رسانه های معاند و مخالف روبرو شده است یک توجه جدی در این زمینه را می طلبد.

 برنامه ریزان و سیاستگذاران رسانه ملی باید فضای تشدید کننده امیدها و نگاه مطلوب به آینده روشن را در برنامه های خود به نحو مطلوبی مورد عنایت قرار دهند تا زمینه ساز فضایی آکنده از امید و نشاط در جامه برای جوانان باشد. این نکته از آن جهت  اهمییت بیشتری دارد که جوانان مهمترین هدف در تیررس این امواج مخرب و هجوم خاموش هستند.

 نکته دوم آنکه شکل گیری و ایجاد این روحیه پرنشاط و امید بخش برای رسیدن به اندیشه کارآفرینی برای جوانان در طول یک فرایند منظم و برنامه ریزی شده و مبتنی بر هدف واحد صورت می پذیرد. دستیابی به فرهنگ کار آفرینی و تولید این فرهنگ باید در قالب یک استراتژی زمانبندی شده و مدت دار تعریف و تدوین شود. این استراتژی باید سازگار و متناسب با مولفه های دخیل در فرهنگ عمومی، فرهنگ جوانان، فضای کشور و با نگاه به امر تولید داخلی مورد توجه قرار گیرد.  تدوین این گونه از  استراتژی های همسو با فرهنگ کارآفرینی باید به صورت پیوسته و مداوم  در برنامه های ویژه ای در رسانه ملی برای مخاطبان جوان و متناسب با شرایط فردی و اجتماعی آنها تهیه و تدوین شود.

 در باب توجه به كارآفريني از بعد فرهنگ وآموزش اين نكته مهم حائزاهميت است كه بايد در جامعه بسترسازي در جهت نضج فرهنگ كارآفريني نمائيم.

 كارآفريني بیش از آموزش نيازمند وجود فرهنگ خاصي است. البته اين گونه هم نيست كه هر فرد بذات تمايل به كارآفريني داشته باشد ونيازي به آموزش آن نباشد. به همين علت و باتوجه به اهميت كليدي كارآفريني در اقتصادهاي نوين (ايجاد شركت‌هاي كوچك و متوسط) ‌كشورهاي مختلف مصممانه برنامه‌هاي مفصلي را براي بسط چنين فرهنگي در جامعه خود تدارك ديده‌اند تا بتوانند همچنان مسير رشد و پويايي‌شان را ادامه دهند.( دهقانپور فراشاه، 1381،ص 124) یکی از شاهراههای ترویج ، تبلیغ و آموزش این فرهنگ بهره گیری از وسایل ارتباطی است تا از این مجراها به عنوان کانالی ارتباطی هم با کارآفرین استفاده شود و هم ارتباط میان کارآفرین و جامعه از دریچه این رسانه ها توسعه یابد.

 نکته دیگر آنکه كارآفريني با ايجاد فرصت‌هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي, پيش‌زمينه‌اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است. با برآورده‌شدن نيازهاي اوليه معيشتي, زمينه براي بروز نيازهاي عالي‌تر انساني فراهم مي‌شود كه اگر در مسيري درست هدايت شود, به شكوفايي تعالي انسان وجامعه مي انجامد. این امر به ویژه برای جوانان به دلیل اقتضائات و شرایط دوران جوانی نمود بیشتری دارد.

 1.رسانه و فرهنگ کارآفرینی

 در واقع رسانه‌ها به جهت همان خاصیت تبلیغی و فرهنگ‌سازی از شیوه مخصوص و مدل ذاتی خودشان (خصوصاً رسانه‌های دیداری، شنیداری) نقش بسزایی در ترویج فرهنگ کارآفرینی و ایجاد پایه‌ها و اصول صحیح و لازم کارآفرینی در برنامه‌هایشان دارند و مطبوعات هم به دلایل ویژگی‌های نوشتاری و ساختاری و اجتماعی خود به فراگیری این موضوع کمک می‌کنند.

 افزون بر اين نوآوري كه از مشخصه‌هاي اساسي كارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارايه خدمات جديدتر و متنوع‌تر شده و به اين ترتيب قدرت انتخاب مردم افزايش يافته و زندگي ساده‌تر مي‌شودبا بالارفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت, فرصت‌هاي بيشتري براي فعاليت‌هاي فرهنگي ايجاد مي‌شود. اين امر در درازمدت موجب تشكيل و گسترش تشكل‌هاي مردمي مي‌شود كه با هدايت مناسب آن‌ها مي‌توان گام‌هاي بلندي در جهت ارتقاي فرهنگي جامعه برداشت.

 در اینجا لازم است ابتدا به مهمترین کارکردهای رسانه در ایجاد کارآفرینی بپردازیم:

 الف:کارکردهای رسانه در مفهوم کارآفرینی

 "روژه کلوس" استاد بلژيکي ارتباطات اجتماعي وظايف اجتماعي رسانه ها را چنین عنوان نموده است که رسانه ها برخوردار از دو زمينه علمي هستند  که يکي صرفاً خلق روابط بين افراد است و ديگري استفاده از محتواي جادويي و زيبايي زبان. اين تقسيم بندي ما را به قبول دو نوع کارکرد رهنمون می سازد. وظايفي که با ارتباط فکري انسانها مربوط مي شود و آنهايي که جهات رواني دارند.

 از جانب ديگر به نظر وي، ارتباط فکري شامل چهار نقش اطلاع رساني، پرورش، ارايه بيان و نوعي اجبار مي باشند که هر کدام از اين مقوله ها زيرشاخه هاي ديگري را شامل مي شوند از نظري کلوس ارتباط رواني  اجتماعي رسانه ها داراي نقش هاي همبستگي اجتماعي، سرگرمي و روان – درماني (آزاد کردن کنش ها، جبران سرخوردگي ها از طريق تقبل فعاليت هاي مجاز مي باشد. (معتمد نژاد،،1375، ص 24).

  با بهره گیری از نظر این اندیشمند می توان گفت هر دو زمینه علمی خلق روابط و دستیابی به محتوای جادویی، برای کارآفرینی در رسانه در پرتو آموزش و سایر نقشهای ارایه شده ممکن می گردد.

 در تقسيم بندي ديگري "آر. جان اي. لي" محقق و پژوهشگر ارتباطي مهمترين کارکردهاي اجتماعي رسانه ها را در همه جوامع به شرح زير اعلام داشته است: (همان، ص 27)

 یک) مشارکت اجتماعي: تقويت هنجارها و ارزش هاي انساني از طريق رسانه ها تا پيام گيران، آنها را درک و اختيار کنند. در واقع اجتماعي شدن از طريق اختيار کردن ارزش هاي مشترک يکي از کار ويژه هاي رسانه ها است.

 رسانه با ارایه برنامه هایی می تواند موجبات مشارکت اجتماعی را در حوزه کارآفرینی فراهم نماید. این برنامه ها می توانند دارای مضامینی آموزشی، پرورشی و تبلیغی در زمینه ایده های نوآورانه و چگونگی تبدیل ایده ها به فرایند کارآفرینی باشد.

 دو) اطلاعات: آگاه کردن انسان از اطلاعاتي که بر حيات افراد جامعه تأثير بنيادي دارد. در زمینه کارآفرینی مجموعه برنامه های علمی به صورت کارگاهی و در قالبهای مختلف و با حضور کارشناسان مجرب که وجه شناخت کارآفرینی، فرایندآن، ورود به این حوزه، مفاهیم موثر بر کارآفرینی و مولفه های تاثیرگذار  بر کسب و کار در آن و ... برجسته باشد می تواند از طریق رسانه و با این هدف تهیه و پخش شود.

 سه) ابقا و نوآوري: ابقاي سنن و فرهنگ ها از طريق يادآوري دستاوردها و ارزش هاي گذشته و تقويت هويت ملي و اعتقاد جمعي و از سويي ارايه انديشه ها و ارزش هاي نوين براي رشد جامعه. رسانه با برشمردن فرصت ها و دستاوردهای ناشی از ایده های خلاقانه در کارآفرینی و فرصتهای موجود آن از گذشته تا حال می تواند تقویت هویت جمعی کمک نماید.

 چهار) ويژه کاري هاي فرهنگي: رسانه ها هم خود نوعي تجلي فرهنگ اند و هم صور فرهنگي ديگر را اشاعه مي دهند. مانند تحکيم فرهنگ هاي سنتي و گشودن اذهان براي صور و سبک هاي نو. رسانه ضمن تبلیغ، آموزش و اطلاع رسانی شیوه های نوآوری و کارآفرینی با تداوم در ارایه چنین برنامه هایی می تواند ضمن تثبیت این فرایند در اذهان و افکار عمومی به گسترش، نهادینه سازی و تداوم آن در طی زمان کمک نماید.

 پنج) حکومت: فراهم آوردن مجراهايي براي جريان مداوم اطلاعات، عقايد و... از حکومت به مردم و بالعکس. رسانه با کارکرد تعاملی می تواند زمینه مباحثه و تبادل افکار، تجربیات، اندیشه ها و نظرات کارآفرینان موفق را با جوانانی که تازه به این عرصه ورود پیدا کرده اند را دارا می باشد.

 شش) مديريت: نياز به جريان مستمر اطلاعات، مستلزم اعمال مديريتي قوي بر اين جريان است. رسانه ضمن آنکه می تواند منبع مهمی برای بازخواست و مواخذه متولیان امر کارآفرینی باشد خود نیز توانایی مدیریت این فرایند را با توجه دائمی در ارایه چنین برنامه هایی با رویکرد یادآوری ضرورت نگاه به این فرایند را در طول زمان داراست.

 هفت)امور اقتصادي: توزيع اطلاعات، مسايل اقتصادي و مالي را به دنبال دارد. با بهره گیری از کارکردهای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، رسانه توانایی طرح و ارایه اخبار واطلاعات مربوط به حوزه های مربوط به فرایند کارآفرینی را داراست.

 هشت)آموزش: رسانه ها فراهم آورنده دانش و شکل دهنده ارزش هايند. در واقع مهمترین کارکرد رسانه در کارآفرینی که باعث شکل گیری و تجهیز زیر ساختها و بنیانهای مهارتی و حرفه ای کارفرینی می شود ، کارکرد آموزشی و ارشادی است.

  در تمامی نقش های فوق رسانه به عنوان ابزار برقراری و تسهیل ارتباط در شکل گیری، ترویج و تقویت و تثبیت فرایند کارآفرینی در جامعه می تواند نقش ایفا نماید.

  ب: تاثیر رسانه بر کارآفرینی

 کارآفرینی فرایندی اکتسابی است و در مجموع کلیه عوامل جامعه پذیری در شکل گیری این فرایند نقش اساسی را ایفا می نمایند. به عبارت دیگر طی این فرایند فرد كارآفرین با ایده و فكر جدید برای ایجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ریسك، محصول و خدمت جدیدی را ارائه می‌كند .

 طبیعی است چنانچه این طرز تفکر، اندیشه و نوآوری حاصل شده در حوزه اشتغال و کسب و کار تبلیغ و ترویج نشود، مولفه های ذهنی حاکم بر نگرش جوانان در طی زمان با نوعی سستی و خمودگی همراه می شود و نهایتا بروز فعلیت یافتن اندیشه های نو در آنها رو به نابودی می رود.

  بنابراین مهمترین تاثیر رسانه بر کارآفرینی در سطح فردی و نگرشها و ذهنیاتی است که کارآفرینان را  وادار به فعالیت و بروز خلاقیت های ذهنی و انگیزشی آنها می نماید.

 با گسترش وسایل ارتباط جمعی  و پیدایش فن‌آوری‌های نوین رسانه‌ای، پخش ماهواره‌ای برنامه‌های تلویزیونی و پیدایش اینترنت بر اهمیت گسترش فرهنگ کارآفرینی افزوده است.امروزه رسانه‌ها فكر،‌ فرهنگ و هویت فرهنگی انسان‌ها را در دست دارند و بیش از همه بر افكار عمومی‌ و تغییر نگرش‌ها اثر می‌گذارند تا حدی كه با استفاده از رسانه‌های جمعی می‌توان ایده و نگرش‌های غلط در جامعه را از میان برد و ایده و نگرش‌های جدید مثل نوآوری، كارآفرینی و تقدیس ثروت را به جامعه القا كرد. در واقع رسانه‌ها ابزار اصلی انتقال اطلاعات و ایده‌ها در سطح جوامع هستند كه می‌توانند هر روز با خلق ایده و تفكری جدید به روند توسعه جامعه و به ویژه توسعه اقتصادی آن كمك كنند.

  بر همین اساس تاثیر دیگر رسانه بر کارآفرینی مربوط به تاثیرات حوزه اجتماعی است که از مجرای کارکرد تبلیغی و فرهنگ سازی، جامعه ای پویا و با نشاط، نوآور و خلاق می سازد. 

 زمینه دیگر تاثیرگذاری رسانه بر کارآفرینی که باز هم در سطح اجتماع ظهور و بروز می یابد، وجه گسترش عدالت و توسعه درسطح جامعه است . در واقع رسانه با فراهم کردن فرصتهای برابر و یکسان برای تمامی استعدادهای بالقوه و آموزش و فرهنگ سازی این مفهوم در جامعه به توجه همگانی به آن و بالفعل کردن ظرفیتهای دورنی وخفته کارآفرینان کمک می نماید.

 اغلب این تاثیرات با بهره گیری از کارکردآموزشی رسانه، که کارامدترین ابزار و قوی ترین فرایند موجود برای انتقال دانش و مهارت نیروی انسانی و تقویت انان برای انجام وظایف می باشد، صورت می پذیرد. با توجه به تغییر و تحولات روزمره و پیشرفت علوم و فنون، فناوری و تعدد مشاغل و حرف و برای جلوگیری از اتلاف منابع و نیروی انسانی پرانرژی و بالقوه کشور که همان قشر جوان را تشکیل می دهد ضروری است ابزارها و فناوریهای ارتباطی و رسانه ای در جهت تامین بسترهای این موضوع به صورت جدی گام بردارند. قاعدتا در کشور ما رسانه ملی با توجه به وسعت پوشش وحوزه فراگیری آن از تاثیر قابل توجه جمله این فناوریهاست که می تواند تاثیرات شگرفی بر این حوزه بر جای گذارد و کارآفرینی را ضمن مفهوم سازی و گسترش دامنه های فکری جوانان به این سمت و سو با عنوان یک ضرورت انکارناپذیر و جدی در نگرش های جوانان نهادینه سازد.

 

  1. 4.     آسیب شناسی فرهنگ کارآفرینی در در برنامه ها و سریال های تلویزیونی

 مهمترین آسیب هایی موجود را می توان با ترویج امکان بیکاری با در آمد هنگفت، بیکاری پنهان و کم کاری، و ترویج نه کاری و ناکاری می توان برشمرد. (صرامی: 1380 ص 114)

 الف: ترویج امکان بیکاری با درآمد هنگفت در رسانه

 نوعی از بیکاری مرتبا در فیلمها و سریالهای تلویزیونی به نمایش گذاشته می شود. در این نوع بیکاری که از قضا با درآمد بسیار بالایی نیز همراه است عاملان کار چنان با درآمدهای بالا به تصویر کشیده می شوند که هر بیننده ساده دلی را به آرزو وا می دارد.از طرفی وجود چنین مشاغلی در عالم واقع یا اصلا وجود خارجی ندارد یا هم اگر تجلی عینی داشته باشند، فاقد درآمدی آنچنانی است که برای مخاطب عرضه می شود. این مشاغل که غالبا تحت عنوان مشاغل آزاد از آنها یاد می شود، چنان از سود سرشاری برخوردارند که وضعیت زندگی و معیشتی نقش های موجود در این برنامه ها را چونان زندگی کاخ نشینان و طبقه اعیان و اشراف نمایانگر می شازد.

  نکته مهمتر در این نوع از بیکاری آن است که بسیار کم پیش می آید که حتی صحنه هایی از مشاغل یا مکان های کسب درآمد آنها همچون کارخانجات و ... که در آن نقش ایفا می کنند پوشش تصویری داده شود.

 ب: ترویج بیکاری پنهان و کم کاری در رسانه

 بیکاری پنهان ، افراد فعال و ظاهرا شاغلی را در بر می گیرد که عملا نقشی در تولید یا پیشرفت کار صحیح ندارند و با حذف آنها خللی عمده به گردونه کار وارد نمی آید. آنچه که در عالم عینی نیز وجود دارد و در برنامه های نمایشی رسانه ملی نیز به نمایش گذاشته می شود برخی از کارمندان ادارات، نهادها، کارگران اضافی، کارگاههای تولیدی و نیز بسیاری از مشاغل آزاد و غیر رسمی از این جمله اند. آسیب این نوع از بیکاری آشکار بیشتر و مبارزه با آن دشوارتر و پیچیده تر است. عموما خود این افراد و جامعه و حتی دولتها نیز (به دلایل سیاسی و اجتماعی) به این انبوه بیکاران و کم کاران به چشم شاغل می نگرند و نه فقط کوشش جدی در رفع آنها نمی شود بلکه با انتصابات جدید، تاسیس نهادها و اداره و سازمان و وزارتخانه به این اشتغالات بازدارنده دلخوش می دارند.

 بیکاری ها در مفهوم عام خود اعم از آشکار، پنهان، کم کاری و نیز عدم وجدان کاری، بدترین وضعیت و شناخته شده ترین آفت برای جامعه و به ویژه قشر جوان است که سرمایه های فکری و نیروی آماده به کار انسانی را تهدید می نماید. بروز این حالت از جنبه های اجتماعی یک بحران و از لحاظ فردی نوعی بیماری است که زمینه ساز بسیاری از نابسامانی های دیگر است که ممکن است در آینده به شدت جوانان کشور را با تهدید روبرو نماید.

 ج: ترویج نه کاری در رسانه

 نه کاری برای گروهی از مشاغل کاذب و غیر رسمی( مانند دست فروشی، سیگار فروشی، واکسی کنار خیابان، فالگیری پرنده، بادبادکی، بساطی های کنار پیاده روها، تخمه و آدامس فروشی، دکه های فروش کوچک و حتی دلالی ها و ... ). این گروه از مشاغل که متاسفانه غالبا با عاملان جوان نیز شکل می گیرند و در برنامه های نمایشی رسانه ملی هم پوشش داده می شود را نه کاری می گویند چرا که صاحبان این مشاغل و فعالیتها را نه می توان بیکار نامید و نه شاغل، چون ضمن اینکه به کاری مشغول اند در واقع نه کاری انجام می دهند و نه کار سالم و واقعی دارند. به طور متوسط تقریبا در تمامی فیلمها و سریالهای تلویزیونی به ویژه برنامه هایی که دارای مضمون اجتماعی و فرهنگی هستند نمونه ای از این گونه مشاغل وجود دارد و به تصویر کشیده می شود. اگر چه این موضوع خود یک واقعیت آشکار در برخی از شهرها است ولی نمایش این نوع از بیکاری در رسانه ملی ناپسند است و حداقل می تواند-به عنوان یکی از عوامل گسترش دهنده و ایجاد فرهنگ وجودی بخش این گونه از مشاغل- از نمایش چنین تصاویری پرهیز نماید. رسانه به هر روی خود به عنوان یکی از عوامل تبلیغ است چه با انگیزه قبلی و برنامه مدون زمانبندی شده و سیاستگذارانه همراه باشد و چه ناخواسته و به دور از هر گونه برنامه ریزی قبلی به ایفای نقش بپردازد.

 د: ترویج ناکاری در رسانه

 ناکاری نیز از جمله فعالیت های کاذب و غیر عادی است که به سبب جذابیت های بصری و محتوایی در برنامه های رسانه به وفور دیده می شود. عموما این گونه از کنش ها و اقدامات به ظاهر کاری و حرفه ای، به دلیل مشکلات تربیتی و خانوادگی، محرومیت های اجتماعی،و نیز با هدف زیاده طلبی، تن پروری، پول پرستی، خوشگذرانی، و حتی نوعی ستیز با ارزش های اجتماعی شکل می گیرند. مصداق های این گونه فعالیت ها همچون قاچاق فروشی، عتیقه یابی و عتیقه فروشی، دزدی، گدایی، رشوه خواری و .. در رسانه به تصویر در می آیند. نکته مهم در تصویری کردن این گونه اقدامات آن است که منشا پیدایش و زمینه های ایجاد این گونه فعالیت های ضد کاری، به ندرت در جریان نمایش این برنامه ها به سمع و نظر مخاطب رسانده می شود. در این گونه برنامه ها با افرادی روبرو می شویم که از ابتدا فعالیت های کاذب و غیرعادی دارند و اتفاقا بخش عمده ای از فیلم نیز با خوشگذرانی ها و نوچه پروری ها و قدرت طلبی هایی همراه می باشد و آرزوی دسترسی و دستیابی چنین موقعیتی را در اذهان جوانان با طراحی هایی در راستای این گونه فعالیتها روبرو می سازد. بنابراین این گونه تلاش های بازیگران برنامه های نمایشی علاوه بر آنکه نه تنها به قدرت خلاقیت جوانان در این عرصه کمک نمی کند بلکه مسیر نامطلوبی را برای اجرایی کردن همان ایده احتمالی برای کارآفرینی را به او پیشنهاد می کند. شاید این موضع خیلی بدبینانه به نظر آید ولی حقیقت آن است این الگودهی ها و مرجع سازی هادر رسانه ملی  برای جوان امروزی که با انواع آسیب های فردی و اجتماعی روبروست، دغدغه ذهنی می سازد.

 همه عوامل فوق به عنوان تهدیدات فرهنگی کارآفرینی برای جوانان در رسانه ملی عنوان می شود به گونه ای قشر جوان با در نظر گرفتن احساس پویایی درونی و نشاط حاصل از عنفوان جوانی با تکرار این موقعیت های نمایشی و به تدریج نهادینه شدن آن در ناخودآگاه جوانان تمامی انگیزه های درونی شان برای ارایه ایده های نوآورانه در جهت کارآفرینی از دست می رود یا حداقل آن را از حالت بالقوه نگه می دارد. 

 6. نتیجه گیری

 در یک جمع بندی کلی می توان گفت که کارآفرینی موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است، رشد و فراگیری این پدیده می‌تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود و از آن‌جایی که رسانه‌های جمعی به سرعت به مخاطبان وسیع دست پیدا می‌كنند، اطلاعات را گسترش  و نگرش‌های ضعیف‌تر را تغییر می‌دهند، بدین ترتیب رسانه‌ها در ترویج فرهنگ نوآوری، كارآفرینی و به دنبال آن در فرآیند توسعه پایدار و اقتصاد در یك جامعه نقش كلیدی دارند و در این میان اصلی‌ترین و مهم‌ترین راه برای گسترش و ترویج فرهنگ كارآفرینی، رسانه‌ها می‌باشند. رسانه ملی با شناخت ظرفیتها ، فرصتها و زمینه های فرهنگی جامعه و جوانان باید به ایجاد و نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی برای جوانان اقدام نماید نه اینکه با ترویج نوعی از بیکاری در برنامه های نمایشی خود به سست شدن اندیشه های کارآفرینی و بی انگیزگی جوانان برای تعالی بخشیدن و طرح اندیشه های نوآورانه خود مانع رشد خلاقیت آنها گردد.

 این مهم ممکن نیست مگر با به‌کارگیری تمام ظرفیتها و قابلیتهای موجود و طرح و اجرای روشهای نوآورانه و خلاق مبتنی بر دانش و متکی بر امکانات ناشی از رسانه که عنصر موثر در نهادینه سازی فرهنگ کارآفرینی است تا در قالب این فرایند کارآفرینان از هر قشر و رده و هر گروهی با تمام وجود و با برخورداری از کمترین امکانات و توقعات در بستر جامعه، ظهور و بروز یابند.

منابع و مآخذ

 احمدپور دارانی،محمود: 1380، کارآفرینی، ،تهران، انتشارات پردیس.

 ازوجی، علاالدین:1386 ، تحولات کارآفرینی فرهنگی در ایران با تأکید بر صنعت چاپ و نشر، پژوهشگاه فرهنگ، هنر، ارتباطات، تهران،

 استادزاده ، زهرا : 1382، کلرآفـــریــــــنی ، توسعه و اشتغال . مجله رهیافت شماره 29 بهار

 بوشهری، علیرضا:1383، درآمدی برکلرآفـــریــــــنی . نشریه : صبح اقتصاد 17/5/83

 پناهی، محمد حسین(1375). نظام فرهنگی، کارکردها و دگرگونی آن در ارتباط با بحث تهاجم فرهنگی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی، نامه پژوهش، 1(2و3 )، 115.104.

 صرامی، حسین،1380، فرهنگ کار و آسیب شناسی آن، فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 19.

 شاين، ادگار (1383). فرهنگسازماني. ترجمه محمد ابراهيم محجوب، تهران: سازمان فرهنگي فرا.

 دهقانپور فراشاه ، علی ،  کارآفـــریــــــنی و کارآفـــریــــــنان، فصلنامه صنایع. کارآفـــریــــــنی وکارآفـــریــــــنان . شماره 33 ، زمستان 81.

 روح ‏الامینى، محمود(۱۳۷۴). مبانى انسان‏شناسى. تهران: نشر عطار.

 کنستانتینوف (1381)دایره المعارف فلسفی، ترجمه ی عنایت الله رضا، ج2.

 كوش ، دني (1381). مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي.ترجمه فريدون وحيدا ، تهران: انتشارات سروش.

 گولد، جولیوس(۱۳۷۶). فرهنگ علوم اجتماعى. ترجمه گروهى از مترجمان، تهران: مازیار.

 معتمد نژاد، کاظم.،1375، وسایل ارتباط جمعی، تهران،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

 شاین، ادگار(1383). مدیریت فرهنگ سازمانی و رهبری. ترجمه برزو فرهی بوزنجانی و شمس الدین نوری نجفی، تهران: سیمای جوان، چاپ اول


ثبت شده توسط : م.ر فرزین

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.